
دوستی شوخی سرد ادماس
بازی شیرین گرگم به هواست
واسه شکستن غرور من وتو
دوستی توطه ثانیه هاست...

برای عشقم می نویسم برای تو و چشمان تو
به کسانی که می گفتند عاشقی دیوانگی است می خندیدم
به آنان که عاشقانی مجنون و دیوانه بودند می خندیدم
به عاشقانی که ازدوری می گریستند می خندیدم
به آنان که بیمار عشق بودند می خندیدم
چون نمی دانم درد عشق چیست
اکنون هم عاشقی دیوانه ام هم گریان
چون با دیدن چشمان زیبایت
اسیر درد بی درمان عشق شدم
همیشه دوست دارم

پسره به دختره گفت:
اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختره لبخندي زد وگفت ممنونم.تا اينكه يه روز اون اتفاق افتاد.حال دخترخوب نبود...نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود...دختره با خودش مي گفت:مي دوني كه من هيچ وقت نمي ذاشتم تو قلبتو به من بدي وبه خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات؟..حتي براي ديدنم هم نيومدي..شايد من ديگه هيچ وقت زنده نباشم..آرام گريست وديگر هيچ چيز نفهميد...چشمانش رو باز كرد.دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نگران نباشيد.پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد...در ضمن اين نمه براي شماست....! دختر نامه رو برداشت اثري از اسم روي پاكت ديده نمي شد.بازش كرد ودرون آن چنين نوشته شده بود:
سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من درقلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميد وارم عملت موفقيت آميز باشه.....
دختر نمي تونست باور كنه..اون اين كارو كرده بوده...اون قلبشو به دختره داده بود..
آرام آرام اسم پسر رو صدا كرد وقطره هاي اشك روي صورتش جاري شد...
به خودش گفت چرا حرفشو باور نكردم
قلب من براي تو كه بي وفايي
چه قدر سخته تو چشمای کسی که همه عشقت رو ازت دزدید ...
و به جاش یه زخم همیشگی رو به دلت هدیه داد زل بزنی...
و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی که هنوزم دوسش داری...
چه قدر سخته که سرت رو به دیواری تکیه بدی...
و حس کنی که هنوز دوسش داری ...
چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی...
اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی...
چه قدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه...
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری...


دلم گرفته ، دلم عجیب گرفته و هیچ چیز نه این دقایق خوشبو که روی روی شاخه نارنج می شود خاموش ،
نه صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شبو است،
نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند .
و فکر می کنم این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد...
قشنگ عینی چه ؟ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال.
و عشق تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس.
و عشق تنها عشق مرا به اندوه زندگانیها برد ، مرا رساند به امکان پرنده شدن .
نه ، وصل ممکن نیست ، همیشه فاصله ای هست .
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر ،
همیشه فاصله ای هست.عاشق باید بود و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف حرام خواهد شد.
و عشق سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست .
و عشق صدای فاصله هاست ، صدای فاصله هایی که غرق ابهامند...





ماهیه شده بود باورش ...
تور اگه بندازن سرش ...
میشه عروس ماهیا ...
شاه ماهی میشه همسرش ...
ماهیه باورش نبود ...
تور اگه بندازن سرش ...
نگاه گرم ماهی گیر ..
میشه نگاه اخرش...








آواز خوش هزار تقدیم تو باد ...
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد ...
گویند که لحظه ایست روییدن عشق ...
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد ...
بهش نگيد که من چقدر دوسش دارم براي بردن دلش کوه رو روشونم ميزارم بهش نگيد که عاشق چشاش شدم مست همه شيطونيهاش عاشق خنده هاش شدم اگر بفهمه عاشقشم ميره و پيداش نميشه کي ميدونه عاقبت اين دل زارم چي ميشه اگر بگم دوسش دارم قلبش رو پنهون ميکنه پيش چشماي عاشقم رقيبم رو مهمون ميکنه!!!

ღ♥ღ
پنداشتم که ساده نوشتن
همچون ساده زیستن زیباست
پس ساده می گویم
دوستت دارم......
ღ♥ღ
در جان عاشق من شوق جدا شدن نيست
با تمام جانم پر بسته و اسيرم که با تو باشم
در پاي تو بميرم
عهدي که با تو بستم
هرگز شکستني نيست
اين رشته تا دمه مرگ
هرگز گسستني نيست


کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم
و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم
کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است
و گل غم به دلم وا شده است
کاش ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو
کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد
کاش ميدانستي.......
کاش مي دانستي........

مي خوام از دوست داشتن بگم
از دوست داشتن تو و خودم بگم
دوست داشتن براي من يه واژه بود
مثل موج تو دريا سرگردون بود
به وقت تنهايي سراغش ميرفتم
وقت خوشي فراموشش مي كردم
تو روزاي ابري
پشت پنجره واسي آدم برفي بيچاره
دل مي سوزندم
چون خودمو مثل اون تو حصار مي ديدم
وقت بهار
دنبالت مي گشتم
دنبال اداي دوست داشتن گلها
زير بارون مي رقصيدم
اما هيچي ازش نمي فهميدم
اما با اومدن تو
همه چيز عوض شد
رنگ گلها
خواب زندگي
رنگ ديگي شد
دفتر مشقم هر شب با اسم تو پر شد
رنگ نقاشيام رنگ چشماي تو شد
شبا تو خواب روياي من
نوازش دستهاي گرم تو شد
تو خواب و بيداري
تو زندگي و رويا
فقط يه آرزوي كوچيك دارم
يه آرزوي كوچيك و محال دارم
که همیشه با تو باشم


آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست...

یادت نمی یاد این همه قول وقرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرارمون من نشستم
نشکن دلمو به خدا اهم می گیره دامنتو عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی نیستی این دل....

عشق

معنای شعر است
الهام رؤیا هاست
هیجان رقص است
موسیقی آوازهاست
دوستت دارم به اندازه روت كه هبچوقت كم نمي شه!

هنوز هم وقتی قلب شیشه ای احساسم را با سنگ نا مهربانیها می شکنند
شمع آرزو هایم را با جرقه اشک روشن می کنم و در اقیانوس ژرف خیال
سوار بر زورق اندیشه تا فراسوی دشت آرزوها سفر می کنم
راستی چه خوب بود اگر من هم بالهائی به سپیدی نور و به لطافت پر پروانه داشتم
در این صورت تا آبی آسمان عشق
تا سرزمین کبوتران عاشق آنجا که کینه و ریا جواز ورود ندارد چرخ می زدم آنجا که پلاک خانه دلها عشق است

هر چه بود گذشت
به گريه گفتمش آري
وچه زود گذشت
بهار بود و تو بودي وعشق بود و اميد،
بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت........

عشق طرح ساده لبخند ماست
معنی لبخند ما پیوند ماست
عشق را با دست های مهربان
هر که قسمت می کند مانند ماست
عشق یعنی اینکه ما باور کنیم
یک دل دیگر ارادتمند ماست
دوستی همسایه نزدیک ما
مهربانی نیز خویشاوند ماست
دست خوبت را به دست من بده
دستهای ما پل پیوند ماست

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم![]()

بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم.
تو ديگري را..... دیگري مرا..... و همه ما تنهاييم !!!